تبليغاتX
عـشــــق بـــــی پــــــایـــان

عـشــــق بـــــی پــــــایـــان

دهــــكده عكســــــ و ...

تقديم بــه عاشقان به معشوق نرسيده

 

 

 

 

بـــــــه نـــــــام خــدا 

  با ســـــــــــــــــــــــــــــــلام

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comمقـــــدمــــتان گلبــارانتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 mlas.irتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.commlas.ir

!تــــــــــــوجــــــــــــه!
 
 
 
 
در اين وبلاگ شما دوستان عزيز ميتونين بهترين عكسهاي عاشقانه و smsهاي بسيار جالب رو ديدن كنيد. اميدوارم كه خوشتون بياد

 

 

  

یـــکی بود یکی نبود

کی بود کی نبود اونی که بود کی اومد کی رفت اونی که نبود کی میاد؟؟؟؟؟؟

چطورین شما؟خوبین خوشین سلامتین ها ها ها ها ها ها هان؟

دنیارو میبینین همینجوری داره میره زمانم داره واسه خودش میره.اصلا معلوم نیست دارم چیکارمیکنم.

حالا با شماره من شما هم بشمارین و کاری که من میکنم شما هم بکنین.........باشه!

1.......2.......3

بی خیال دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بی خیال غم و غصه بی خیال دنیاااااااااااااااااااااااااااااا.

تنهایی رو عشق است............چون تنهایی مرام عشقه.....با مرام تنهایی

خدایا همه دوستانم رو سلامت نگه دار و همیشه خوشبت باشن هااااااااااااااااااااا

زندگی جاریست !!! اره راست گفتن زنــــدگی جاریست !!!

همینجور داره واسه خودش میگذره......معلوم نیست داره کجا میره.

یه چیزی به تو بگم اره تو با توام نرو بخون باشه!!!

چه خوب میشد همه یه وقت عاشق میشدن بعد چندی که دلشونو زد بندازنش دور یه عشق دیگه بگیرن.نه اینجوری خوبه.

باور کن مزه داره اخه دلشون میشکنه چه کیفی میده.

چقدر راحت عاشق میشن اینجوری ادمها و چقدر راحت تر اونو ولش میکنن و چقدر راحتتر اونو فراموش میکنن و هنوز راحتتر زود میرن با یکی دیگه دوست میشن.......کلا خیلی ادمهای باحالی هستن به خدا .

کاش ما هم مثل این ادمها بودیم اگه بودیم به خدا هیچ غم و غصه ای نداشتیم.

ولـــــــــــــــــي چه فايده كه  نميشه.

بگذریم.

خوب شماها چیکار میکنین.ها؟ خوبین عزیزانم ...دوستون دارمهااا...

شما منو دوست دارین.......اگه دارین تو قسمت نظرات بگین یه حال احوالی با هم کنیم.

یه جوک بگیم بخندیم باشه موافقین:

هههه قدیمیه ولی میگم شما جدیدشو دارین تو اون پاین بگین ما بخندیم باشه گلم.

به یه ترکه (بی احترامی نبود ها ببشخید ها)میگن تو روزی چند تا نون میخوری و چه نونایی میخوری؟

یارو میگه صبح دو تا تافتون!

بعد از ظهر 2 تا لواش!

موقع شام دو تا نون سنگک!

ازش میپرند اینارو با چی میخوری؟

ترکه میگه پس فکر کردی اینارو با چی میخورم میزارم توی نون بر بری میخورمشون.

ولـــــــــی مگه میشه بی خیال عاشقی شد:0

اينــــــــهـــــــم مينويســـــــــم شايد يه روزي برگرده و بخونتش

بریم سراغ كسي كه تمامي وجودم از ان اوستm_kh چه کنیم دیگه عاشقیه و کاریشم نمیشه کرد.

m_khعزیزم چطوری خوبی دستت درد نكنه خوب منوبا تنهاییام تنهام گذاشتيیو رفتی پشت سرتم نگا نکردی.

:0

 

..........

..............

................. شــــرمنده ديگه دست خودم نبود.منو ببخشين......

بریم سراغ یه شعر باشه موافقین دیگه این اخریه دیگه سرتونو درد نمیارم تا بعد:

یه روز تو دفتر دلم تصویر عشقو کشیدم تو خلوت سرد تنم یه ردپایی کشیدم

درست مثل یه همسفر تو قصه ها میدیدمش اخه تو دفتر عشق یه رنگ خوب کشیدمش

اما نمیدونم چی شد سیاهی دورش حلقه زد تصویر نقشه دلم چه بی خبر پرزدو رفت

اخه مگه نمیدونست قلبشو ابی کشیدم دیگه تو دفتر دلم تصویر عشقو ندیدم

کنار عکسش خودمو با چشم گریون کشیدم....................

تقدیمش میکنم به کسی که دوسش دارم.اما اون دوسم نداره بزار نداشته باشه ولی من دوسش دارم و نمیبخشمش واسه کارهایی که با من کرده...........از اول تا حالا.

ولی نه.نه......نمیتونم نبخشمش.......اخه خیلی مهربونه....کار خیلی بدیه نبخشمش.

اون که کاری نکرد.......بی خیالش......بزار خوش باشه..منم همیشه سر نمازام خوشبختیشو ارزو داشتم.;)

چون خیلی دوسش دارم.......خیــلی.  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

نظر بدین ها.......بای بای بای بای بای ب  ای

خــــــــــــــــدا حافظـــ

 

 

 

من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد

و از من برای تو مهربان تر....

من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور٬

در خشم٬ در مهربانی٬ در دلتنگی٬ در خستگی٬

در هزار همهمه دنیا٬ یکه و تنها بشناسد...

من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم

و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند

و ترنم دلپذیر هر آهنگ٬ هر نجوای کوچک٬

برایش یک خاطره باشد.

او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دل تو

آفتابی است٬ یا آن دلی که من برایش می میرم

سرد و بارانی است...

ای بهانه زنده بودنم... من تو را به کسی هدیه می دهم که

قلبش بعد از هزار بار دیدن تو٬ باز هم به دیوانگی و بی پروایی

اولین نگاه من بتپد...

همان طور عاشق٬ همان طور مبهوت و مبهم....

تو را با دنیایی از حسرت به او خواهم بخشید...

ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟

آیا او بیشتر از من برای تو گریسته است؟؟؟ نه... هرگز...

ولی... تو در عین ناباوری... او را برگزیدی...

می دانم... من دیر رسیدم... خیلی دیر... خیلی...

یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم:

که هر روز دلم برایت تنگ می شود...

روزهایی که تو را نمی بینم به آرزوهای خفته ام

می اندیشم...

به فاصله بین من و تو...

هر روز به خود می گویم: کاش شیشه عمر غرورم

را شکسته بودم...

کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم... تا ابد....

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 23:53  توسط دوستان خوب محـــمد .مـــسلم  | 

پنجره اي رو به فردا

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

و غم انگیز ترین آهنگم

 

امشب از دوری تو دلتنگم و غم انگیزترین آهنگم

 

امشب از غصه و غم لبریزم آه ای عشق مگر من سنگم

 

برگی از شاخه جدا در پاییز خشک و بی حوصله و کمرنگم

 

بی تو دهگده ای خاموشم دور افتاده ترین آهنگم

 

حر ف ناگفته زیاد است ولی حیف در قافیه ها می لنگم.

 

 فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد

خدمات وبلاگ نویسان جوان         www.bahar20.sub.ir

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم...

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

 

        

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comsmsهای جدید عاشقانه در ادامه مطلببهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 2:10  توسط دوستان خوب محـــمد .مـــسلم  | 

زندگی رنگـــی

      

 

  

                 3dgirl.blogfa.com                             

 mlas.ir

    شعر و متن عاشقانه  onlysms1.mihanblog.com

 

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت ...
روزهایی که با چند خاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
تنها یادگار از آن روزها یک قلب شکسته برجا ماند.
روزهای شیرین عاشقی گذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت
و اینک دلم هوای تو را کرده است...
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است...
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش دوباره
می توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم...
دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است عزیزم...
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی...
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند....
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم....
برگرد! بیا تا فصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم...
برگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشد!
دلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شده است...
چه عاشقانه دستانم را می گرفتی و در کنارم قدم میزدی ، چه
عاشقانه مرا در آغوش خود می فشردی و به من می گفتی که مرا دوست می داری!
چرا رفتی از کنارم؟ تو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای
بی محبت با چند خاطره تلخ مانده ام...
برگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود....
دلم بدجور برای تو ، برای حرفهایت ، درد دلهایت ، صدای گریه هایت تنگ شده است..
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم....
با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن
تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم...
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم
و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم...

mlas.ir 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

وقتی تنهاییم دنبال یك دوست می گردیم، وقتی پیداش كردیم دنبال عیب هاش می گردیم
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم
...
و باز تنهاییم ...

  

                                         .

  

3dgirl.blogfa.com  ادامه عكسها درادامه مـطلب3dgirl.blogfa.com

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 14:28  توسط دوستان خوب محـــمد .مـــسلم  | 

 

 

 

 

حضــــــــــــــور پر مهر دوستان عزیــــزم سلام و صدسلام.

mlas.ir 

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com 

در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
هربار مرا وعده دوزخ دادی
یک بار برو کلاس خیاطی عشق
شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی


  بهاربيست                   www.bahar-20.com

 

 www.gold-star.mihanblog.com

بـي صبرانه منتظر نـظـرات شما دوستان هستم

 

   

 کهنه فروش داد میزند : لباس کهنه  ....   کفش پاره میخریم

نا خود آگاه داد زدم کهنه  فروش قلب شکسته هم میخری؟؟؟؟!

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com

با اون چشای روشنت چه کاری دست من دادی  

بذار یواش شروع کنم ، سلام گلم ، هم نفسم 


 آرزوهام راضی شدن ، دیگه بهت نمی رسم


گفتم چیا گفتی بهم ، گفتی که اینده داری

 
دنیا همش عاشقی نیست ، گریه داری ، خنده داری


گفتم که گفتی من باشم به لحظه هات نمی رسی


 به قول دل شاید دلت گرو باشه پیش کسی


خلاصه گفتم که چشات قصد رسیدن نداره


 رؤیاها کاله و دسات خیال چیدن نداره


 گفتم که گفتی زندگی ت غصه داره ، سفر داره


 هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره

 mlas.ir 

 دیگه بسه برام هر چی کشیدم    


 فریبی بود که من از تو ندیدم


 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟


 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟


عجب حتی دریغ از یک محبت


دریغ از یک سر سوزن صداقت


 دریغ از یک نگاه عاشقونه


 دریغ از یک سلام بی بهونه


نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست


 اگر چه این چیزا درد شما نیست


گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟


 چیه توهین به ذات محترم شد ؟


 دیگه کوتاه کنم با یک خداحافظ


 که عشق ما رسید به آخر خط 

  برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران  <WwW.KoCHoLo.Org>

 

mlas.ir

 

عزیزم گریه نکن خراب هر هق هق تم

همه این کوچه ها

همه این دیوارها نام تو را نوشنه ام

بارها باران باریده اما پاک نمی شود

چشمانم را می بندم اما باز پشت پلکم اینجا

را من نوشته ام به گمانم باید چشم بسته ببارم 

 

 

 

  gooyapardaz's Avatar

بهش بگو

بهش بگو دلم تنهای تنهاست     از عشقش توی قلب من يه غوغاست

می افتم ياد اون چشم های زيبا     ولی افسوس می بينم باز يه رويا

بهش بگو دلم شده ديونه     پرستو پر زده از بام خونه

غم دوری گرفته تار و پودم     بهش بگو دلم می خواهد بمونه

بهش بگو دلم می خواهد بمونه

نمی تونم توی اين خونه بشينم     که با غم جای خاليش رو ببينم

نمی تونم که از مهرش رها شم     برای اون مثل غريبه باشم

بهش بگو

باورم کن ٬ باورم کن     عاشقم ٬ عاشق ترم کن

باورم کن ٬ باورم کن     عاشقم ٬ عاشق ترم کن

...

اگر خنديد و پرسيد در چه حالم     بهش بگو چقدر شکسته بالم

بهش بگو می دونم ياد من نيست     ولی يک لحظه نيست دور از خيالم

بهش بگو می دونم سادگی بود     که سهم من فقط دل دادگی بود

چه آسون رفتم از يادش ولی باز     بهش بگو که عشقش زندگی بود

بهش بگو

باورم کن ٬ باورم کن     عاشقم ٬ عاشق ترم کن

باورم کن ٬ باورم کن     عاشقم ٬ عاشق ترم کن

 

 

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند

 دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.    

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . 

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .            

همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .   

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . . 

 به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .  

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .       

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .        

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.     

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم .          

 به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد       

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .     

لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

 

درد عـــآشقي

بهترین و زیبا ترین داستان های عاشقانه و ضد عشق ... www.bahar-20.com

 

هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است , سنگینی خاص خودش را دار
و نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد , بدون انکه احساس کنی , تنت را می سوزاند
اولین بار که سنگینی یک نگاه سوزنده را احساس کرد , یک بعد از ظهر سرد زمستانی بود
مثل همیشه سرش پایین بود و فشار پیچک زرد رنگ تنهایی به اندام کشیده اش , اجازه نمی داد تا سرش را بلند کند
می فهمید , عمیقا می فهمید که این نگاه با تمام نگاه های قبلی , با همه نگاه های آدم های دیگرفرق می کند
ترسید , از این ترسید که تلاقی نگاهش , این نگاه تازه و داغ را فراری بدهد
همانطور مثل هر روز , طبق یک عادت مداوم تکراری , با چشم هایی رو به پایین , مسیر هر روزه ش را, در امتداد مقصد هر روزه , ادامه داد .
در ذهنش زندگی شبیه آدامس بی مزه ای شده بود که طبق اجبار , فقط باید می جویدش
تکرار , تکرار و تکرار
سنگینی نگاه تا وقتی که در خونه را بست , تعقیبش کرد
پشتش رابه در چسباند و در سکوت آشنای حیاط خانه , به صدای بلند تپیدن قلبش گوش داد
برایش عجیب بود , عجیب و دلچسب
***
از عشق می نوشت و به عشق فکر می کرد
ولی هیچوقت نه عاشق شده بود و نه معشوق
در ذهن خیالپردازش , عشق شبیه به مرد جوانی بود
مرد جوانی با گیسوان مشکی مجعد و پریشان و صورتی دلپذیر و رنگ پریده
پنجره رو به کوچه اتاقش را باز کرد
انتهای کوچه , همان درخت کاج قدیمی , همان دیوار کاه گلی , همان تیر چوبی چراغ برق بود و … دوباره نگاه کرد
تمام آن چیزها بود و یک غریبه
***
مرد غریبه در انتهای کوچه قدم می زد و گهگاه نگاهی به پنجره باز اتاق او می انداخت
صدای قلبش را بلند تر از قبل شنید ,
احساس کرد صدای قلبش با صدای قدم زدنهای مرد گره خورده
پنجره رابست و آرام در حالیکه پشتش به دیوار کشیده می شد روی زمین نشست
زانوانش را در بغل گرفت و به حرارتی که زیر پوستش می دوید , دلسپرد
***
تنهایی بد نیست
تنهایی خوب هم نیست
کتابهای در هم و ریخته و شعر های گفته و ناگفته
خوبیها و بدیها
سرگردانی را دوست نداشت
بیرون برف می بارید و توی اتاق باران
با خودش فکر می کرد : تموم اینا یک اتفاق ساده بود , اتفاق ساده ای که تموم شد .
سعی کرد بخوابد
قطره های اشکش را پاک کرد و تا صبح صدای دلنشین قدم زدنهای مرد غریبه را در ذهنش تکرار کرد .
***
روز بعد , تازه بود
با احساسی تازه و نو , متفاوت از روزهای قبل
صورتش را در آینه مرور کرد و روژ کم رنگ سرخ , به لبهایش مالید
بیرون همه جا سفید بود
انتهای کوچه کمی مکث کرد
با خودش گفت , همینجا بود , همینجا راه می رفت
سرش را پایین انداخت و مسیر هر روزه را در پیش گرفت
زیر لب تکرار می کرد : عشق دروغه , مسخره اس , بی رحمه , داستانه , افسانه اس
***
ایستگاه اتوبوس و شلوغی هر روزه و انتظار .. و گرمای آشنای یک نگاه
قفسه سینه اش تنگ شد
طاقت نیاورد و سرش را بلند کرد
دوقدم آنطرف تر , فقط با دو قدم فاصله , مرد غریبه ایستاده بود
تلاقی دو نگاه کوتاه بود و … کوتاه بود و بلند
بلند .. مثل شب یلدا
نگاهش را دزدید
***
نیاز به دوست داشتن ,
نیاز به دوست داشته شدن ,
نیاز به پس زدن پرده های تاریکخانه دل
نیاز به تنها گذاشتن تنهایی ها
و نیاز و نیاز و نیاز
چیزی در درونش خالی شده بود و چیزی جایگزین تمام نداشته هایش
تلاقی یک نگاه و تلاقی تمام احساسات خفته درونی
تمام تفسیرهای عارفانه اش از زندگی و عشق در تلاقی آن نگاه شکل دیگری به خود گرفته بود
می ترسید
می ترسید از اینکه توی اتوبوس کسی صدای تپیدن های قلب فشرده اش را بشنود .
***
مرد غریبه همه جا بود
با نگاه نافذ مشکی و شالگردن قهوه ای اش
و نگاه سنگین تر , و حرارت بیشتر
بعد از ظهر های داغ تابستان را به یادش می آورد در سرمای سخت زمستان
زمستان … تنهایی
سرمای سخت زمستان تنهایی
و بعد از ظهر ها تا غروب
انتهای کوچه بود و صدای قدم زدن های مرد غریبه
و شب .. نگاه عطشناک او بود و رد گام های غریبه بر صفحه سفید برف
***
روزهای تازه و جسارت های تازه تر
و سایه کم رنگ آبی پشت پلک های خمار
و گونه هایی که روز به روز سرخ تر می شد
و چشم هایی که دیگر زمین را , و تکرار را جستجو نمی کرد
چشم هایی که نیازش
نوازش های گرم همان نگاه غریبه .. نه همان نگاه آشنا شده بود
زیر لب تکرار می کرد : - آی عشق .. آی عشق .. آی عشق
***
شکستن فاصله شبیه شکستن شیشه خانه همسایه ای می ماند که نمی دانی تو را می زند یا توپت را با مهربانی پس می دهد
چیزی بیشتر از نگاه می خواست
عشق , همان جوان رنگ پریده با موهای مشکی مجعد توی خواب هایش
جای خودش را به مرد غریبه داده بود
و حالا عشق , مرد غریبه شده بود
با شال گردن قهوهای بلند و موهای جوگندمی آشفته
و سیگاری در دست
دلش پر می زد برای شنیدن صدای عشق
صدای عشقش
مرد غریبه هر روز بود
و هر شب نبود
***
برف می بارید
شدید تر از هر روز
و او , هوای دلش بارانی بود
شدید تر از هر روز
قدم هایش تند بود و نگاهش آهسته
با خودش فکر می کرد , اینهمه آدم برای چه
آدم های مزاحمی که نمی گذاشتند چشمانش , غریبه را پیدا کند
غریبه ای که در دلش , آشنا ترینش بود
سایه چتری از راه رسید و بعد …
- مزاحمتون که نیستم ؟
صدای شکستن شیشه آمد
غریبه در کنارش بود
صدایی گرم و حضوری گرم تر
باور نمی کرد
هر دو زیر یک چتر
هر دو در کنار هم
- نه , اصلا , خیلی هم لطف کردین
قدم به قدم , در سکوت , سکوت !!!….. نه فریاد
آی عشق .. ای عشق … آی عشق , تو چه ساده آدم ها را به هم می رسانی .. و چه سخت
کاش خیابان انتهایی نداشت
بوی عطر غریبه , بوی آشنایی بود , بوی خواب و بیداری
- سردتون که نیست
- نه .. اصلا
دو بار گفته بود ” نه اصلا ”
از خودش حجالت می کشید که زبانش را یارایی برای حرف زدن نبود
سردش نبود , داغش بود
حرارت عشق , تن آدم را می سوزاند
غریبه تا ابتدای کوچه آمد
ابتدای کوچه ای که برای او , انتهایش بود
- ممنونم
نگاه در نگاه , کوتاه و کوبنده
- من باید ممنون باشم که اجازه دادید همراهتون باشم
آرامش , احساس آرامش می کرد و اضطراب
آرامش از با هم بودن و اضطراب از از دست دادن
- خدانگهدار
قدم به قدم دور شد
به سوی خانه , غریبه ایستاده بود و دل او هم , ایستاده تر
در را گشود و در لحظه ای کوتاه نگاهش کرد
غریبه چترش را بسته بود
***

خیابان های شلوغ , دست ها ی در جیب و سرهای در گریبان
هر کسی دلمشغولی های خودش را دارد
و انتظار , چشم های بی تاب و دل بی تاب تر
” پس اون کجاست ”
پرده به پرده آدم های بیگانه و تاریک و دریغ از نور , دریغ از آشنای غریبه
” نکنه مریض شده .. نکنه … ”
اضطراب و دلهره , سرگیجه و خفقان
عادت نیست , عشق آدم را اینگونه می کند
هیچکس شبیه او هم نبود , حتی از پشت سر
” کاش دیروز باهاش حرف می زدم , لعنت به من , نکنه از من رنجیده … ”
اشک و باران , گریه و سکوت
واژه عمق احساس را بیان نمی کند
واژه .. هیچ کاری از دستش بر نمی آید .
***
انتهای کوچه ساکت
پنجره باز
هق هق های نیمه شب
و روزهای برفی
روزهای برفی بدون چتر
” امروز حتما میاد ”
و امروز های بدون آمدن
***
بدست آوردن سخت است , از دست دادن کشنده , انتظار عذاب آور
غریبه , نه آمده بود , نه رفته بود
روزها گذشت , و هفته ها و .. ماه ها
بغض بسته , پنجه های قطور تنهایی بر گردن ظریفش گره خورده بود
نه خواب , نه بیداری
دیوانگی , جنون … شاید برای هیچ
” اون منو دوست داشت … شایدم … ”
علامت سئوال , علامت عشق , علامت ترید
پنجره همیشه باز .. و انتهای کوچه همیشه ساکت … همیشه خلوت
آدم تا چیزی را ندارد , ندارد
غم نمی خورد
تا عشق را تجربه نکند , عاشقی را مسخره می پندارد
و وای از آن روزیکه عاشق شود
***
پیچک زرد و چسبناک تنهایی در زیر پوستش جولان می داد
و غریبه , انگار برای همیشه , نیامده , رفته بود
مثل سرخی گونه هایش , برق چشمان درشتش و طراوتش و شادابی اش
نگاهش از پنجره به شکوفه های درخت گیلاس همسایه ماسید
اگر او بود …
اما .. او … شش ماه بود که نبود
گاهی وقت ها , امید هم , نا امید می شود
زیر لب زمزمه کرد : ” عشق دروغه , مسخره اس , بی رحمه , داستانه , افسانه اس
از به هیچ به پوچ رسیدن
تجربه کردن درد دارد
درد عاشقی
و تمام اینها را هیچ کس نفهمید
دلی برای همیشه شکست و صدایش در شلوغی و همهمه آدم ها , نه … آدمک ها .. گم شد .
***
صدای در , و پستچی
- این بسته مال شماست
صدای تپیدن دلش را شنید , مثل آن روزها , محکم و متفاوت
درون بسته یک کتاب بود
” داستان های کوتاهی از عشق ”
پشت جلد , عکس همان غریبه بود , با همان نگاه ,
قلبش بی محابا می زد , و نفس هایش تند و از هم گسیخته
روی صفحه اول با خودکار آبی نوشته شده بود
” دوست عزیز , داستان سیزهم این کتاب را با الهام از ارتباط کوتاهمان نوشته ام , امیدوارم برداشت های شخصی ام از احساساتت که مطئنم اینگونه نبوده است ببخشی , به هر حال این نوشته یک داستان بیشتر نیست , شاد باشی و عاشق ”
احساس سرگیجه و تهوع
” ارتباط کوتاهمان !!! ”
انگشتانش ناخودآگاه و مضطرب کتاب را جستجو می کرد ,
داستان سیزدهم :
(( درد عاشقی ))
هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است , سنگینی خاص خودش را دارد
و نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد , بدون انکه احساس کنی , تنت را می سوزاند
اولین بار که سنگینی یک نگاه سوزنده را احساس کرد …
…………………………………..
…………………………
……………….
…….
….
***
آهسته لغزید
سایش پشت بر دیوار
سقوط
و دیگر هیچ …..

mlas.ir

 

 

واسه هرچی آدم بی معرفته

بتو عادت دارم 

مثل پروانه به آتش 

مثـــل عـــابد به عبـــادت 

و تو هر لحظه که از من دوری 

من به ویرانگری فاصله می اندیشم 

در کتاب احساس واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است 

تو توانایی آنرا داری که به این فاجعه پایان بخشی

 

  

هرکی اومد تو زندگیم یه ذره جاتو نگرفت

هیچ ادایی جای اون ناز و اداتو نگرفت

پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه

روی هر بومی زدم  رنگ چشاتو نگرفت...  دوســـتـت دارم

                                   

من اهنگ غريب روزگارم...
غمي درانتهاي سينه دارم...
تمام هستي ام يك قلب پاك است ...
كه ان را زيرپايت مي گذارم...

 

  

 

  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 15:2  توسط دوستان خوب محـــمد .مـــسلم  | 

منتظران عشق

 

      

 

به نام تنهاترین تنها........

سلام به همگی

اول از همه به دوستای وبلاگ نویسم بگم دوسشون دارم.معذرت میخوام که کمتر میام بهتون سر میزنم.

حتما شمادوستاني دارین که از همه بیشتر بهشون علاقه دارین.

منم همینطورم اسمشونو گذاشتم ستاره های زندگیم.6 تا ستاره دارم.که از همه ادمهایی که دوربرم هستن بیشتر دوسشون دارم البته نا گفته نمونه ها يكيشونه كه از همه بيشتر دوستش دارم اون كسيه كه يكسال نميشه كه اومده تو سرنوشتم اما تنهام گذاشتو رفت .

اینا همشون ستاره دنباله دارند.ستاره هایی که هیچ وقت نشد بگم دوسشون ندارم.

بزار یه شعر از یه شاعر خوب و دوست داشتنی بگم.اسمشو نمیدونم فقط شعرشو بادم:

تو اسمون زندگیم ستاره بوده بیشمار

اما شبهای بیکسیم یکی نمونده موندگار

یکی نمونده از هزار...

ستاره های گم شده هر شب من هزار هزار

اما همیشگی توای ستاره دنباله دار

یکی نمونده از هزار...

ای اخرین تنهاترین اواره ی عاشق هر شب عمرم

همراه با من ستاره عاشق

ستاره های گمشده هر شب من هزار هزار

اما همیشگی توای ستاره دنباله دار

یکی نمونده از هزار...

ای تو اشنای ناشناسم ای مرحم دست تو لباسم

دیوار شبم شکسته از تو از ظلمت شب نمیحراسم

انگار که زاده شده با من عشقی که من از تو میشناسم

انگار که زاده شده با من عشقی که من از تو میشناسم...

ای اخرین تنهاترین اواره ی عاشق هر شب عمرم

همراه با من ستاره عاشق

تو بودی و هستی هنوز سهم من از این روزگار

با شب من فقط توای ستاره دنباله دار

با شب من فقط توای...

شعر: ؟؟؟

میگن ادمهایی که ناامید میشن به اعتیاد رو میارن.یا از خونه فرار میکنن و از این حرفا.

منم یه ناامیدم ولی هیچ کدوم از این کارارو نکردم.یعنی نخواستم این کارارو بکنم و نميخام..

 

تنها که میشم با حس بی کسی بی مهری از بس به من نمیرسی

دنیا یه عمری به من وفا نکرد دستهای غربت منو رها نکرد

هیشکی عاشقم نشد هیشکی پیش من نموند هیشکی خنده و ارزو نکرد

هیشکی دل به من نداد هیشکی خوبمو نخواست حتی خورشیدم واسم طلوع نکرد

حالا من دلم شکسته یکی روبروم نشسته مثل حس خوبه انتقاممه

       

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

نيت كنيد و اشاره فرماييد و فال خود را بگيريد 

 

 

هفت تا اسمون پر از گلاهای یاس و میخک

با صدتا دریا پر از عشق و اشتیاقو پولک

یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک 

فقط میخواد بهت بگه

دوستت دارم

 

 

ماندم به تو ای گلشن زیبا چه نویسم
من مور صغیرم به سلیمان چه نویسم
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد
با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم

 

 

امشب شب اخره که مزاحم دلت شدم

خورشید فردا مال تو ببخش که مزاحمت شدم

بدرقه لازم ندارم میرم عزیزترین

نذار بمونه زیر ژا بردار قلبمو از روی زمین

دوست دارم برای تو یه حرف ساده بود

غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود

     نــــظر يــــادتــــون نره هـــآ...     

انکه میگفت :منم بهر تو غمخوارترین

چه دل ازار ترین

چه دل ازارترین شد 

 

 

 

زندگی یعنی عشق.تمام چیزهایی که من فهمیدم.به این خاطر فهمیدم که عشق می ورزم.هرچیزی که هست هرچیزی که وجود دارد به این دلیل است که عشق می ورزم.هرچیزی به تنهایی واحد است.

 

How do I love thee?let me count the ways.i love thee to the depth and breadth and height my soul can reach,when feeling out of sight for the ends of being and ideal grace.

     

چقدر تو را دوست دارم؟بگذار بشمارم.تو را به عمق و پهنا و ارتفاعی که روحم می تواند بپیماید دوست دارم.در آن حالی که روحم به پرواز در می آید و به فیض الهی می رسم.

  

 

 

تو را دوست دارم

زمین گر بمیرد

و روزی هزار زلزله سر بگیرد

وگر خود بمیرم

شوم ذره ای خاک پوسیده باشم

تو را دوست دارم

به اندازه یک کبوتر

هم اندازه شعر نیما

به مانند پروانه ای بر شمع

وگر کفر نباشد

به مانند یکتا خداوند عالم

تو را می پرستم

تو را دوست دارم

تو را دوست دارم تو را دوست دارم.................

   

 

گاهی آنقدر صدایت می زنم که تمام کوهستانهای دورتر از سرزمینم فریادهایم را می شنوند.چه می شود گاهی به اتاق تنهایی ام پا بگذاری؟من دلبسته پاییزم.دلبسته همان فصلی که هیچ از بهار کم ندارد.صدایم را بشنو صدایی که به دنبال کلماتی روشن است.

     

 

وای به روزی که چشمهایت را از من بگیری بی نگاه تو دلم می ماند و دیوارهایش آن وقتها که هنوز مسافر نشده بودی زمزمه هر روزم بودی اما با عبور سرد تو دلم فسرد.

 

 

 

 

 

و امـــــــــــــــــــــا.

سلام آخر::::::

    شعر و متن عاشقانه jokvsms.mihanblog.com


سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

 

mlas.ir

پــــــــــــــــــــا يـــــــــــــــــــان


 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:29  توسط دوستان خوب محـــمد .مـــسلم  |